سالروز رحلت پیامبر رحمت و مهربانی (ص)

 وشهادت امام حسن مجتبی (ع) بر تمامی دوستان اهل الیبت

تسلیت باد.

 

من از جبابره نیستم!!

     روزی یک عرب بیابانی خدمت پیامبراکرم(ص) آمد و حاجتی داشت ، وقتی که جلو آمد روی حساب آن چیزهایی که شنیده بود ، اُبهت پیامبر(ص) او را گرفت وزبانش به لکنت افتاد!

پیغمبر ( ص) ناراحت شدندو سئوال کردند:

آیا ازدیدن من زبانت به لکنت افتاد؟

سپس پیامبر (ص) او را بغل کردند وبطوری فشردند که بدنش ، بدن پیامبر را لمس کرد.،

آنگاه فرمودند: آسان بگیر ، از چه می ترسی؟من از جبابره نستم. من پسر آن زنی هستم که با دست خودش از پستان گوسفند شیر می دوشید ، من مثل برادر شما هستم.

 کتاب سیره نبـوی