رابطه ی بین توانایی ها و توقعات!
مرتضي صارمي
در فرایند زندگی اجتماعی از نهاد کوچک خانواده تا کشور داری، داشتن برنامه برای رسیدن به هدف از اصول بدیهی است. در واقع شناخت وضع موجود و نیل به وضع مطلوب شرط اساسی است تا یک نهاد امکان حیات و بقاء پیدا کند. بدون تردید بین توانایی ها و داشته ها با انتظارات رابطه وجود دارد. به زبان ساده تر دخل و خرج باید متناسب باشند. هر چه دامنه و شعاع انتظارات و توقعات بیشتر شود باید توانایی ها بیشتریا متناسب آن رشد داشته باشد. هرگاه زاویه ی بین توانایی و توقعات بیشتر شود میزان گسست افزایش می یابد و لذا پیامدهای منفی ناشی از این تعارض به بحران و نارضایتی منجر می گردد.
در ایران، بعد از انقلاب اسلامی و پشت سر گذاشتن جنگ 8 ساله، با هدف رسیدن به وضع مطلوب و استفاده بهینه از منابع، برنامه های پنج ساله تدوین شد. سپس چشم انداز 20 ساله به تایید رسید. در دوره دولت سازندگی زیر ساخت ها آغاز گردید. ولی به علت فشار جریان راست، دولت ناچار شد سیاست تثبیت را اعمال کند. به عبارتی ترمز دولت را در زمینه اقتصاد کشیدند. در دولت اصلاحات با اعمال سیاستها و برنامه های توسعه به رغم کاهش درآمد ارزی ( فروش نفت) نرخ رشد سرمایه گذاری به 11% رسید که نتیجه آن رونق فعالیت های اقتصادی و حرکت به سمت رفاه وکاهش نرخ بیکاری بود.در حالیکه دولت نهم، قانون برنامه و چشم انداز را مانع سرعت دولت تلقی کرد و با حذف و تقلیل ساختارهای موجود در بخش اقتصاد بدون استفاده از ساختارهای قانونی و نظرکارشناسانه اصل بدیهی تناسب توانایی و توقع را نادیده گرفت و با اعمال سیاست های بدون کارشناسی میزان انتظارات و مطالبات را به شدت افزایش داد. به طوریکه وزنه ی اقتصاد صدقه ای را بیش از توان کشورسنگین کرده است، و نرخ رشد سرمایه گذاری به رغم افزایش افسانه ای فروش نفت به 8/4% تنزل پیدا کرده است. این در حالی است که بودجه ی کل کشور بر اساس آمار بانک مرکزی از 2736250 میلیارد ریال در سه ساله ی آخر دولت خاتمی به 5804834ميلياردريال در سه ساله دولت نهم یعنی بیش از 2 برابر افزایش نشان می دهد. ارزیابی عملکرد اقتصادی سه ساله دولت احمدی نژاددر مقایسه با سه ساله آخر دولت خاتمی روند معناداري را نشان می دهد.درآمد ارزی از محل فروش نفت و گاز در دولت خاتمی 5/86 میلیارد دلار بوده است در حالیکه این مبلغ در دولت احمدی نژاد 198 میلیارد دلار یعنی به 29/2 برابر رسیده است. یا در بخش واردات در دولت خاتمی 5/91 میلیارد دلار و در دولت احمدی نژاد 149 میلیارد دلار ( 63/1 برابر ) نشان می دهد. این روند بیانگر اینست که دولت به جای رونق تولید در داخل با استفاده از منابع ارزی در صندوق ذخیره به واردات گرایش پیدا کرده است. و این به معنی مرگ زیرساخت های اقتصادی جامعه است که در اثر توزیع پول و واردات بی رویه، زاویه و شعاع رابطه بین توانایی و توقعات را بیشتر می کند که محصول آن، آشفتگی، نابسامانی و بحران های اجتماعی و سیاسی خواهد بود. به طور نمونه می توان نظام کمونیستی شوروی را مثال زد. شوروی در حالیکه رهبری اردوگاه شرق را با توجه به داشتن قدرت نظامی و تسلیحاتی داشت اما چون بین توانایی ها و توقعاتش در داخل و خارج مرزها تناسب وجود نداشت متلاشی گردید.


در لحظاتي كه محمود احمدي نژاد رييس جمهور زنگبار را بدرقه مي كرد،سيد محمد خاتمي در هتل استقلال تهران در حال استقبال از كوفي عنان دبیرکل سابق سازمان ملل ،رومانو پرودي نخست وزير سابق ايتاليا رئيس كميسيون اروپا ،لیونل ژوسپن، نخست وزیر سابق فرانسه، بندويك،فدريكو مايور،خانم رابينسون ودهها شخصيت علمي وسياسي از جهان بود.
