قبل از روی کار آمدن دولت نهم یکی از حلقه های  مفقوده توسعه کشور با اندیشه خاتمی کشف شد و برغم سنگلاخی بودن مسیر به سوی مشارکت ساختاری و اجتماعی در حال ظهور بود، اما ناگهان توسط احمدی نژاد این رویکرد متوقف گردید.

    رئیس دولت نهم در روزهای آغازین ریاست جمهوری خود گفت احزاب سم مهلکی برای پیشرفت کشور هستند و با حذف یارانه احزاب در بودجه سالانه اولین گام را برای مشارکت توده ای و رابطه عمودی با جامعه برداشت.

     در تحلیل و محتوای سخنان احمدی نژاد حرفهای متناقض و متضادی دیده می شود. او در سفر به امریکا می گوید در ایران دموکراسی وجود دارد ولی در داخل کشور می گوید هرگاه از دموکراسی نام برده میشود به مردم حالت تهوع  دست می دهد و مصادیق دموکراسی را به سم مهلک می پندارد و نیز فعالیت احزاب را با مشکل مواجه واز دادن مجوز انتشار روزنامه محروم می کند. این در حالیست که کشورهایی که امروز در جرگه کشورهای توسعه یافته اند ،احزاب ورسانه  های جمعی بصورت قانونمند آزادند و دولتها برای قوی کردن جامعه به آنها یارانه پرداخت می کنند. کشورهایی مانند فرانسه ، آمریکا، ژاپن، هند، ترکیه و .... همواره احزاب را با پرداخت های مالی حمایت می کردند تا احزاب بتوانند کارکرد حزبی خود را به منصه ظهور برسانند. در حقیقت وجود احزاب و روزنامه ها از زیرساخت های جوامع توسعه یافته اند که امروز شاهد پیشرفت این جوامع در ابعاد گوناگون هستیم.

        بدون تردید کلید توسعه در رقابت و پاسخگویی نهفته است و تجربه ثابت کرده کنترل های اخلاقی و وجدانی قادر به مهار قدرت فساد آلود نیست و جامعه باید به سوی آزادیهای سیاسی و تعامل سازنده به پیش رود تا امکان شکوفایی استعدادها در یک فرایند و رابطه افقی فراهم گردد. در دولت خاتمی با وجود اینکه شعار توسعه سیاسی از غلظت بیشتری برخوردار بود اما در زمینه های فرهنگی و اقتصادی نیز اقداماتی اساسی و زیربنایی صورت گرفت که شاخص های اقتصادی از جمله خودکفایی در محصول گندم، رشد سرمایه گذاری و کاهش واردات نسبت به عملکرد دولت نهم گویای این مدعاست.

         دولت نهم که اعتقادی به رقابت و پاسخگویی ندارد رویکردی توده ای و پوپولیستی از روزهای آغازین در پی گرفت و با از بین بردن نهادهای نظارتی و برنامه ای و با روشی مبتنی بر رابطه ی عمودی و وابستگی ( با الگوی مدیریت  آتنی که مربوط به دوران یونان یاستان است)، فرصت تاریخی افزایش درامدهای ارزی را از دست داد که نتیجه ی آن رشد بی اعتمادی در بین جامعه است.

     اینک با توجه به شرایط موجود کشور، مهندس میرحسن موسوی با احساس خطر  ولزوم  تغییر وضع موجود وارد عرصه انتخابات شده است.  مواضع شفاف ایشان در ارتباط با قانون گریزی دولت نهم و حمایت از احزاب قانونی و توجه به اقشار ضعیف جامعه و تنفر از اقدامات توهین آمیز دولت نهم مانند توزیع پول و سیب زمینی، بیانگر ذهن باز و توسعه یافته موسوی است که نیاز امروز و فردای جامعه ایران است.

    انتخابات 22 خرداد با وجود سخت و شاذ بودن فرصت مغتنمی است که باید مسئولانه از آن استفاده و هوشیارانه تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد. این مهم فقط با مدیریت هوشمند میسر است که در منظومه فکری موسوی  و عملکرد دوران سخت نخست وزیری وی  مشهود است.